بِرْكَةالملاحه‌، در كَرَنك قرار دارد.1 سرگين غلتان ديگري را از خاراي سبز مي‌توان در موزه‌ٴ بريتانيا ديد؛ ولي متعلق به دوره‌ٴ خيلي جديدتري است (عصر بطالسه‌).
يونانيان به زنجره‌ها بسيار علاقه‌مند بودند و اشعار دل‌نشيني در ستايش اين حشرات‌ خوش‌آواز سروده‌اند: از جمله اِونوس پاروسي معاصر افلاطون و مِلياگِر (برآمدنش حدود 60 ق م‌). اشاره‌ٴ او به تغذيه‌ٴ زنجره‌ها با تره‌فرنگي خردكرده حاكي از آن است كه يونانيان اين حشرات‌ را نگه‌داري مي‌كرده‌اند. بنابر اساطير يونان زنجره‌ها محبوب موزها و تحت حمايت آپولون‌ بودند.2 احتمال دارد اختصاص به آپولون‌، خداي روشنايي و خورشيد داراي منشأ مصري يا شرقي بوده باشد. در ادبيات لاتيني باستان يا سده‌هاي ميانه‌، نشانه‌اي از شيفتگي يوناني به‌ زنجره‌ها را نمي‌توان يافت‌. علاقه به حشرات تا دوره‌هاي اخير ناپديد مي‌شود،3 يعني تا عصر كيتس‌، تنيسن و به‌ويژه لافكاديو هيرن كه تحت تأثير ژاپنيان قرار گرفت‌.4
البته چينيان و ژاپنيان بسيار زود به تحسين و علاقه به حشرات روي آوردند و هيچ ملتي در جهان‌، حتي يونانيان در اين زمينه به‌پاي آنان نمي‌رسند   ¿ يادداشت مربوط به چيا سسو ـ تائو (سيزدهم ـ 1).
نوشته‌اي از سده‌ٴ چهاردهم را مشابه با اثر چيا به چيني يا ژاپني نمي‌شناسم‌، ولي علاقه به‌ حشرات در اين عصر هم ادامه يافت و بايد در هر بررسي مربوط به معلومات آنان از طبيعت‌ به‌حساب آيد. در ژاپن علاقه‌ٴ عمومي به حشرات را مي‌توان در معلومات بهترشان درباره‌ٴ آنها مشاهده كرد، كه در ميان طبقات مشابه هيچ ملتي به آن پايه نمي‌رسد. اين در نقاشي‌هاي كودكان‌ به‌چشم مي‌خورد؛ هر كودك ژاپني حشره‌اي را با سه جفت پا نقاشي مي‌كند، عنكبوت را با چهار جفت‌، سخت‌پوستان عالي را با پنج جفت‌؛ ممكن است او با ويژگي‌هاي نادر حشرات آشنا


1. برايم سعادت بزرگي بود كه در سال 1931 آن را در آن‌جا ديدم‌.
2. اشاره به ملخ و زنجره در داستان زيباي دافنه و كلوئه تأليف لونگوس در اواخر سده‌ٴ دوم يا پس از آن‌. حتي كلوئه براي يك ملخ قفس مي‌سازد، درست مانند يك زن چيني يا ژاپني‌! لقب tetiophoros كه براي آتنيان به كار مي‌رفت‌، به‌خاطر آن بود كه آنان در زمان قديم زنجره‌اي طلايي به موهايشان مي‌زدند تا نشان‌ دهند كه بومي هستند و نه از سكنه‌ٴ خارجي‌.
3. استثناي جزئي درمورد زنبور عسل است‌، ولي بهره‌برداري از حشرات غير از دوست داشتن آنهاست‌. زنبور عسل را اغلب حكماي اخلاق به‌عنوان مظهر سودمندي نمايش مي‌دادند، مانند خوبي زنبوران عسل تأليف توماس كانتمپري (سيزدهم ـ 1) و يك رساله‌ٴ سرياني سليمان بصري (سيزدهم ـ 1). مورد استثنايي‌ ديگر تحسين ضمني پروانه است‌[ .در ادبيات فارسي توجه به حشرات بسيار زياد ديده مي‌شود و در موارد فراوان مورد مثال و استعاره قرار گرفته‌اند، متأسفانه‌ هيچ تحقيق خاصي در اين باره سراغ ندارم‌. ــ م‌].
4. زنجره‌ٴ طلايي كه مكتب نويسندگان پرونسي براي نشان رياست برگزيده‌، از سرمشق يوناني مذكور در فوق و شايد از سنّت تروبادورها اقتباس شده است‌.
يك قرن پيش‌، مردم مادريد جيرجيرك‌هاي اهلي را در قفس نگاه مي‌داشتند.